محمد حسين مختارى مازندرانى
131
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
د دلالت دلالت آن است كه از علم به چيزى علم به چيزى ديگر لازم آيد چنان كه از مشاهدهء دود علم به وجود آتش پديد آيد ، طبيعى است شىء اوّل را دالّ و شىء دوّم را مدلول گويند و عملى كه در اين ميان صورت يافته است دلالت ناميده مىشود . تحقق دلالت در وقتى است كه ميان دالّ و مدلول علقه و ارتباط علّى و معلولى وجود داشته باشد و اين علاقه و ارتباط گاه ذاتى است بدون اينكه لفظى بر آن دلالت كند به اين نوع دلالت ، دلالت عقلى گويند مانند ملازمهء بين علّت و معلول ، ولى اگر اين علاقه توسط واضعى انجام گيرد و نوعى اعتبار و قرارداد باشد در اين صورت دلالت را وضعى خوانند نظير علايم راهنمايى و رانندگى ، و خود دلالت نيز بر دو قسم است ؛ گاه دلالت لفظى است و گاه غير لفظى ، دلالت لفظى نيز به سه قسم مطابقى ، تضمّنى و التزامى تقسيم گرديده است كه ارباب ميزان به تفصيل دربارهء آنها سخن راندهاند .